عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ویژگی های کیفی سود و نوع مدیریت سود در شرکت های درمانده مالی و ورشکسته

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

قسمتی از متن پایان نامه :

2-1-3. نوع مدیریت سود

مدیریت سود را می توان به سه گروه تقسیم نمود: مدیریت سفید سود، مدیریت سیاه سود و مدیریت بی رنگ سود.

مدیریت سفید سود، بهره گیری از انعطاف پذیری در انتخاب روش های حسابداری برای انتقال اطلاعات محرمانه درمورد جریان های نقد آتی می باشد که باعث بهبود شفافیت گزارش ها می گردد.

مدیریت سیاه سود شامل تقلب، فریبکاری، ارائه نادرست و عیان گزارش های مالی می باشد که باعث کاهش شفافیت گزارش ها می گردد.

مدیریت بی رنگ سود، یعنی دستکاری گزارش های مالی در محدوده رعایت استانداردهای روشن و مشخص، که شامل مدیریت سود فرصت طلبانه و کارا می باشد. تعریف های ارائه شده توسط سابرا مانیام (1996)، فیلدز و همکاران(2001)، اسکات (2003)، سی ریگار و اوتاما (2008)، در این گروه قرار می گیرد (به نقل از سجادی و همکاران، 1391).

از دیدگاه سابرا مانیام (1996)، مدیریت سود به دو نوع تقسیم می گردد: کارا و فرصت طلبانه.

اگر مدیران از اختیارات خود نسبت به انتشار اطلاعات محرمانه در مورد سودآوری شرکت، که هنوز منعکس کننده سود مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی می باشد، بهره گیری کنند مدیریت سود، کارا خواهد بود. اما اگر مدیران از اختیارات خود برای افزایش منافع شخصی، با میل بیشتری اقدام به انتشار اطلاعات محرمانه درمورد سودآوری شرکت کنند، مدیریت سود فرصت طلبانه خواهد بود. در مدیریت سود کارا ، اقلام تعهدی اختیاری با سودآوری آتی ارتباط مثبت معناداری دارد. و در مدیریت سود فرصت طلبانه، اقلام تعهدی اختیاری با سودآوری آتی ارتباط منفی معناداری خواهد داشت (به نقل از فینگ لی و همکاران، 2011؛ سجادی و همکاران، 1391؛ بهار مقدم و کوهی،1389).

بیور (2002)، استدلال نمود که هر شکلی از مدیریت سود می تواند کیفیت سود را بهبود بخشد و یا آن را کاهش دهد. هموارسازی سود واریانس سود گزارش شده را کاهش می دهد، اما حتما کیفیت بالای سود را تضمین نمی کند. پس اگر سود هموار شده کیفیت بالایی داشته باشد، هموارسازی به ارزش بالاتر شرکت منجر می گردد و اگر سود گزارش شده کیفیت پایینی داشته باشد، سود هموارشده ارزش کمتری خواهد داشت (به نقل از دموری و همکاران، 1390).

2-1-4. مدیریت سود در شرکت های درمانده مالی و ورشکسته

در چند دهه اخیر، مطالعه وضعیت شرکت های درمانده مالی و ورشکسته، در الویت پژوهش قرار گرفته می باشد. مدیران شرکت های درمانده مالی و ورشکسته، ممکن می باشد اطلاعات مالی خود را برای مخفی کردن و یا به تعویق انداختن وضعیت درماندگی مالی، دستکاری کنند. چندین مطالعه نشان داده می باشد که مدیران شرکت های درمانده مالی و ورشکسته، انگیزه های بیشتری برای مدیریت سود دارند. به گونه نمونه، سوئنی در سال 1994، دریافت که شرکت های درمانده مالی، قبل از درماندگی مالی، برای اجتناب از قراردادهای بدهی، اقدام به دستکاری سود می نمایند. همچنین راسنر در سال 2003، با مطالعه صورت های مالی شرکت های ورشکسته در سال های قبل از ورشکستگی، و شرکت های غیر ورشکسته، دریافت که شرکت های ورشکسته در دوران درماندگی مالی، درآمدها را بیش از واقع نشان می دهند. با این حال، پژوهش های هموارسازی و مدیریت سود در شرکت های درمانده مالی و ورشکسته در سطح جهان بسیار محدود و نتایج آنها متناقض بوده و در ایران نیز پژوهش قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفته می باشد (جبارزاده کنگرلویی و همکاران، 1388؛ دستگیر و همکاران، 1391). پس بر طبق مطالعات پیشین، احتمال دستکاری و مدیریت سود در شرکت هایی که دچار درماندگی مالی و ورشکستگی هستند؛ زیاد می باشد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 پرسش های پژوهش:

  • آیا شرکت هایی که در وضعیت درماندگی مالی و ورشکستگی قرار می گیرند، اقدام به مدیریت سود می کنند؟ نوع مدیریت سود در این گونه شرکت ها چگونه می باشد؟
  • آیا ویژگی های کیفی سود، بر نوع مدیریت سود و سودآوری آتی تاثیر دارد؟
  • آیا با آزمون توانایی ویژگی های کیفی سود و اقلام تعهدی اختیاری در پیام رسانی قدرت سودآوری آتی، فرصت طلبانه یا کارا بودن مدیریت سود را می توان تعیین نمود؟

مطالعه ویژگی های کیفی سود و نوع مدیریت سود در شرکت های درمانده مالی و ورشکسته

پایان نامه - تز - رشته حسابداری