عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر فرصت های رشد بر حسا سیت بازده سهام به اقلام تعهدی اختیاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-2. عدم تقارن اطلاعاتی وعدم ­بهره گیری مناسب از فرصت های سرمایه گذاری

تصمیم‌گیری خوب برای سرمایه‌گذاری، نیاز به اطلاعات[1] خوب دارد (ریچارد و دیگران؛ ترجمه پارسائیان، 1386). اطلاعات خوب نیز، نیاز به داده‌های خوب دارد. داده‌ها، معیارهای سنجش یا توصیفی از رویدادها یا موضوعات هستند. اطلاعات، داده‌هایی هستند که می‌توانند اثری شگرف بر گیرنده بگذارند (هندریکسون و ون بردا[2]، 1992). اطلاعات می‌تواند داده‌های خام یا داده‌های دستکاری شده از طریق عملیات جبر جمع ضرب، تقسیم، کسر و یا هر اقدام دیگری باشد که منجر به شناخت بهتر یک وضعیت می گردد. داد‌ه‌های پردازش شده، اطلاعات می شوند و اطلاعات تفسیر شده، به آگاهی[3] تبدیل می شوند. تصمیمات بر مبنای این­آگاهی،شرکت را رهنمود و نهایتاً نتایج تجاری شرکت را مشخص می کند (فلاوردی[4]، 2007).

تأثیر اطلاعات،آگاهی دادن نسبت به مواردی می باشد که موجب می گردد تا ارزیابی قبلی تصمیم‌گیرندگان درخصوص­احتمالات مربوط به وقوع رویداد‌های­آتی، موردتجدید نظرقرار گیرد(کریستن‌سن و دمسکی[5]، 2003) ودرنتیجه، عدم اطمینان موجودکاهش یابد. علاوه براین، اطلاعات بایستی­به­تصمیم‌گیرنده پیامی بدهندکه ارزش­آن از هزینه‌های­کسب اطلاعات بیشتر باشد و بتواند به­صورت بالقوه بر   تصمیماتی­که شخص اتخاذ می کند اثر بگذارند(هندریکسون و ون بردا، 1992).

از این رو، یکی از عوامل موثر در تصمیم‌گیری، اطلاعات مناسب و مرتبط با موضوع تصمیم می باشد. در صورتی که اطلاعات مورد نیاز به صورتی نامتقارن بین افراد توزیع گردد، (انتقال اطلاعات به صورت نابرابر بین مردم صورت گیرد) می‌تواند نتایج متفاوتی را نسبت به موضوعی واحد سبب گردد. پس، قبل از این که خود اطلاعات برای فرد تصمیم گیرنده مهم باشد، این کیفیت توزیع اطلاعات می باشد که بایستی به صورت دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد (قائمی و وطن‌پرست، 1384).

در دهه١٩٧٠ میلادی سه دانشمند به نام‌های مایکل اسپنس[6]، جرج اکرلوف[7] و جوزف استیلیتز[8] در زمینه اقتصاد اطلاعات، نظریه‌ای را پایه‌گذاری کردند که به نظریه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم گردید (برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال ٢٠٠١). این نظریه در علوم اقتصادی موجب به وجود آمدن رشته‌ای به نام سیستم اقتصادی مبتنی بر اطلاعات ناقص گردید. در این رشته، به صورت رسمی افرادی شناسایی می شوند که نسبت به دیگران اطلاعات بیشتری دارند (دارای مزیت اطلاعاتی هستند) (اسپنس، جرج اکرلوف و جوزف استیلیتز، 1970).

این دیدگاه منجر به ارائه تئوری نمایندگی گردید که در نتیجه در فرآیند تدوین استانداردها و گزارشگری مالی به منافع مدیریت شرکت توجه بیشتری می‌گردید. درون‌مایه جنبه‌های اقتصادی اطلاعات (اقتصاد اطلاعات)، مضمون یا دیدگاه منحصر به فرد می باشد که به طرف‌های معامله شرکت توجه می کند، یعنی اینکه یکی از طرف‌ها نسبت به دیگری از مزیت اطلاعاتی برخوردار می باشد. هنگامی که چنین وضعی به وجود آید، سیستم اطلاعاتی از دیدگاه اطلاعات، نامتقارن می باشد (عدم تقارن اطلاعات[9]) (اسکات، 2003).

دو نوع عمده از اطلاعات نامتقارن، گزینش نادرست[10] و مخاطره اخلاقی[11] می باشد. گزینش نادرست، گونه‌ای از اطلاعات نامتقارن می باشد که در یک سیستم اقتصادی، یک یا چند نفر از طرف‌های قرارداد یا یک معامله بالقوه نسبت به طرف دیگر دارای مزیت اطلاعاتی می باشد. در واقع، به آن سبب مساله گزینش نادرست به وجود می‌آید که بعضی از اشخاص، مانند مدیران شرکت‌ و نیرو‌های درون ‌سازمانی در مورد شرایط کنونی و چشم انداز آینده شرکت، در مقایسه با سرمایه‌گذاران خارجی، اطلاعات بیشتری دارند. مدیران و سایر نیروهای درون سازمانی می‌توانند از راه‌های گوناگون از این مزیت اطلاعاتی بهره‌مند شوندکه به زیان سرمایه‌گذاران خارجی تمام خواهد گردید (اسکات، 2003).

اکرلوف[12]  نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی، افزایش گزینش نادرست (که قبل از وقوع معامله برای افراد به وجود می‌آید) در بازارها را به دنبال دارد. وی نوعی بازار را به تصویر می‌کشد که در آن فروشنده نسبت به خریدار اطلاعات بیشتری را در اختیار دارد. اسپنس نیز، خاطر نشان می کند که واسطه‌های مطلع می‌توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه‌های کم اطلاع، درآمد بازار خود را بیشتر کنند (اسپنس، جرج اکرلوف و جوزف استیلیتز، 1970).

حسابداری مالی و گزارشگری می‌تواند به عنوان سازوکاری در نظرگرفته شودکه به وسیله آن به حل این مساله پرداخت و به شیوه‌ای مدبرانه اطلاعات درون سازمانی را به اطلاعات برون سازمانی تبدیل ‌کند (اسکات، 2003).

حسابداران نیز برای کاهش مشکل گزینش نادرست، سیاست افشای کامل را پذیرفته‌اند تا اندازه اطلاعات در اختیار عموم افزایش یابد (قائمی و وطن‌پرست، 1384). مخاطره اخلاقی، نوعی از اطلاعات نامتقارن می باشد که در یک سیستم اقتصادی، یک یا چند نفر از طرف‌های قرارداد یا معامله بالقوه می‌توانند شاهد انجام شدن خواسته‌های خود در معامله باشند، اما طرف دیگر نمی‌تواند شاهد چنین رخدادی باشد.

در واقع، به آن سبب مساله مخاطره اخلاقی به وجود می‌آید که مالکیت بیشتر واحدهای تجاری بزرگ از سیستم اعمال کنترل (مدیریت بر این شرکت‌ها) متمایز می باشد. یعنی، برای سهامداران و بستانکاران غیر ممکن می باشد که بر همه کارهای مدیر ارشد و کیفیت کار او نظارت مستقیم داشته باشند. از این رو، امکان دارد مدیر وسوسه گردد کم‌کاری کند و گناه کاهش یافتن عملکرد را به گردن عواملی بگذارد که ورای کنترل وی می‌باشند. به عنوان مثال، با در نظر داشتن اهمیتی که سود خالص گزارش شده برای مدیر دارد، وی درصدد بر می‌آید به سیاست‌هایی توجه کند که در سیستم حسابداری مورد بهره گیری قرار می‌گیرند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

چنین توجه‌ یا نگرانی از جانب مدیر، منجر به دیدگاه یا اصلی می گردد که آن را پیامدهای اقتصادی[13] می‌نامند، یعنی رویه‌های حسابداری برای مدیران اهمیت زیادی دارد. انعقاد قرارداد و ارزیابی عملکرد مدیر بر اساس شاخص سود خالص می‌تواند به عنوان سازوکاری در نظر گرفته گردد که به وسیله آن به حل این مساله پرداخت و به شیوه‌ای مدبرانه آگاهی بازار نیروی کار و بازار بورس و همچنین انگیزه لازم برای مدیریت را فراهم آورد (اسکات، 2003).

با در نظر داشتن توضیحات بالا، می‌توان به تفسیر علت های عدم بهره گیری مناسب از فرصت­های سرمایه‌گذاری از طریق عدم تقارن اطلاعات پرداخت. در واقع، مبانی نظری و مکانیسم شکل‌گیری این امر، تئوری نماینده- مدیر و تئوری اقتصاد اطلاعاتی و به دنبال آن عدم تقارن اطلاعاتی و مسائلی زیرا مخاطره اخلاقی و گزینش نادرست می باشد (یوانگ و جیانگ[14]، 2008).

به تعبیری دیگر، در بازار سرمایه کامل، تصمیمات تامین مالی و سرمایه‌گذاری، مستقل از یکدیگر نیستند و کاستی‌های (نقایص) بازار سرمایه، از قبیل عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه‌های نمایندگی، عدم بهره گیری مناسب از فرصت­های سرمایه‌گذاری را به وجود می‌آورند.

به گونه کلی، عدم تقارن اطلاعاتی چندین تضاد بین ذینفعان اصلی ایجاد می کند، که منجر به عدم بهره گیری مناسب از فرصت­های سرمایه‌گذاری می گردد. مانند این تضادها می‌توان به تضاد منافع بین، سهامداران و مدیران، سهامداران فعلی و آتی؛ و سهامداران و اعتباردهندگان تصریح نمود (مورگادو و پیندادو، 2003).

[1] Information

[2] Hendriksen and Van Breda

[3] Knowledge

[4] Flowerday

[5] Christensen  and Demski

[6] Michael Spence

[7] George Akerlof

[8] Joseph Stiylitz

[9] Information Asymmetry

[10] Adverse Selection

[11] Moral Hazard

[12]George Akerlof

[13] Economic Consequences

[14] Yang & jiang

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوال های پژوهش :

فرصت­های­ رشد شرکت برحساسیت بازده سهام به اقلام ­تعهدی اختیاری چه تاثیری دارد ؟

فرصت­های­ رشد شرکت بر حساسیت بازده سهام به اقلام­ تعهدی­ اختیاری مثبت­ چه ­تاثیری دارد ؟

تاثیر فرصت های رشد بر حسا سیت بازده سهام به اقلام تعهدی اختیاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری