عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر فرصت های رشد بر حسا سیت بازده سهام به اقلام تعهدی اختیاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3. فرصت های رشد

مایرز[1] مفهوم فرصت‌های رشد را ارزش فعلی گزینه‌های (آپشن‌ها[2]) پیش روی شرکت برای سرمایه‌گذاری‌های آتی می‌داند (مایرز، 1977). در ادبیات مالی، وجود فرصت‌های سرمایه‌گذاری به عنوان معیاری برای رشد شرکت تعبیر می گردد. هر چه اندازه فرصت‌های سرمایه‌گذاری بیشتر باشد رشد آن نیز افزایش خواهد پیدا نمود. فرصت‌های رشد به عوامل خاص واحد تجاری از قبیل دارایی‌های فیزیکی، منابع انسانی، صنعت و عوامل کلان اقتصادی بستگی دارد و می‌تواند در برگیرنده پروژه‌هایی باشد که در نهایت، سرمایه‌گذاری در آنها رشد واحد تجاری را رقم زند (تسوئی و گول[3]، 2000).

کالاپور و نرومبلی[4]، پس از مطالعه معیارهای مذکور به این نتیجه رسیدند که معیار الف در مقایسه با سایر معیارها از ضریب همبستگی بیشتری با رشد واحد تجاری برخوردار می باشد (کالاپور و نرومبلی، 1999). با این تفاصیل، Q توبین (نسبت ارزش بازار دارایی‌ها به هزینه‌های جایگزین جاری ناشی از این دارایی‌ها) یکی از روش‌های استانداردی می باشد که در سطح گسترده‌ای در ادبیات، برای اندازه‌گیری فرصت‌های رشد مورد بهره گیری قرار گرفته می باشد (ریچاردسون، 2006).

در ارتباط با نسبت Q توبین، در سال 1969 یک اقتصاددان به نام جیمز توبین[5] به مقصود ارزیابی پروژه‌های سرمایه‌گذاری از نسبت ارزش بازار شرکت به ارزش دفتری دارایی‌های شرکت بهره گیری نمود،که این نسبت به شاخص Q توبین شهرت پیدا نمود. هدف وی، برقراری ارتباط علت و معلولی بین شاخص Q توبین و اندازه سرمایه‌گذاری انجام شده توسط شرکت بود. بطوریکه اگر شاخص Q توبین محاسبه شده برای شرکت بزرگ‌تر از یک باشد، شرکت انگیزه زیادی برای سرمایه‌گذاری و رشد دارد و اگر نسبت Q توبین کوچک‌تر از یک باشد، نشان‌دهنده آن می باشد که شرکت وضعیت مطلوبی ندارد و سرمایه‌گذاری در آن متوقف خواهد گردید.

با گذشت زمان انتقاداتی به این شاخص وارد گردید. مانند این که در مخرج کسر این شاخص از ارزش دفتری بهره گیری می گردد که این ارزش با ارزش جاری سرمایه‌گذاری‌ها تفاوت زیادی دارد. همچنین در مخرج کسر، ارزش دارایی‌های نامشهود در نظر گرفته نمی‌گردد، پس شرکت‌هایی که در زمینه دارایی‌های نامشهود سرمایه‌گذاری کرده‌اند، دارای Q توبین اغراق‌آمیزی خواهند بود. به همین دلیل در سال 1978 جیمز توبین در مدل قبلی خود تعدیلاتی به وجود آورد و  نسخه جدیدی از Q توبین را ارائه نمود که این نسخه از طریق تقسیم ارزش بازار شرکت بر ارزش جایگزینی دارایی‌های شرکت به‌دست می‌آید (توبین، 1969 و 1978).

از این رو، تئوری نسبت Q توبین شکل گرفت و بر اساس آن، یکی از سه حالت کلی زیر برای شرکت به وجود می‌آید:

الف- نسبت Q توبین برابر با یک؛

ب- نسبت  Qتوبین بزرگتر از یک و

پ- نسبت  Qتوبین کوچک‌تر از یک.

زمانی‌که نسبت  Qتوبین برابر با یک باشد، ارزش بازار شرکت با ارزش جایگزینی (در بعضی از معادله‌ها با ارزش تاریخی) دارایی‌های شرکت برابر می باشد، لذا اطلاعات منعکس شده در صورت‌های مالی با اطلاعات واقعی در بازار برابر می گردد. اما اگر نسبت  Qتوبین بزرگتر از یک باشد، کاملا واضح می باشد که ارزش بازار شرکت بزرگتر از ارزش جایگزینی یا ارزش تاریخی دارایی‌های شرکت می‌باشد. پس نسبت  Qتوبین به سرمایه‌گذاران این واقعیت را اعلام می‌نماید که موسسه یا شرکت دارای فرصت‌های سرمایه‌گذاری می‌باشد. حالت سوم که نسبت  Qتوبین کوچکتر از یک باشد، عکس حالت قبل می‌باشد. به گونه کلی می‌توان گفت، نسبت  Qتوبین با فرصت‌های سرمایه‌گذاری ارتباط مستقیم دارد.

پس از مطرح شدن تئوری  Qتوبین و ارتباط آن با فرصت‌های سرمایه‌گذاری،گوناگونی در خصوص بهره گیری از این معیار برای تعیین اندازه سرمایه‌گذاری و ارزش شرکت صورت گرفت (لانگ و لیت‌زن‌برگر[1]، 1989؛ آپلر و تیت‌من[2]؛ 1993؛ لانگ و استولز[3]؛ 1994؛ برگر و آفک[4]، 1995).

در این بین، نتایج پژوهشات مورگادو و پیندادو[5] (2003) که به مطالعه ارتباط بین ارزش شرکت و سرمایه‌گذاری پرداخته‌اند، نشان می‌دهد که تصمیمات سرمایه‌گذاری و ارزش شرکت وابسته به یکدیگر هستند. مشاهدات آنها نشان می‌دهد که، ارتباط بین ارزش شرکت و سرمایه‌گذاری به جای اینکه خطی باشد، نمایی (درجه دوم)[6] می باشد. بدین ترتیب آنها، به توسعه مدلی پرداختند که ارزش شرکت و سرمایه‌گذاری را تبیین می‌دهد. در نهایت آنها، نشان دادند که ارتباط بین ارزش شرکت و سرمایه‌گذاری وابسته به کیفیت فرصت‌های سرمایه‌گذاری می باشد و شرکت‌هایی با فرصت‌های سرمایه‌گذاری با ارزش، از سطح بهینه بالاتری از سرمایه‌گذاری برخوردارند (مورگادو و پیندادو،2003).

علاوه بر مورگادو و پیندادو، بسیاری از محققین از مدل فرصت‌های رشد شرکت برای تعیین حد بهینه سرمایه‌گذاری بهره گیری کرده‌اند (به عنوان مثال، هشی[7] و دیگران، 1991؛ فزاری[8] و دیگران، 2000؛ بیدل و هیلاری، 2006؛ وردی، 2006؛ بیدل و هیلاری و وردی، 2009). مبانی نظری این مدل بر این نکته استوار می باشد که فرصت‌های رشد شرکت، سرمایه‌گذاری‌های جدید شرکت را توجیه می کند. به اظهار دیگر، انتظار بر آن می باشد که در رگرسیون بین این دو متغیر، فرصت‌های رشد، سرمایه‌گذاری‌ها را تبیین ‌دهد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] Lang and Litzenberger

[2] Opler and Titman

[3] Lang and Stulz

[4] Berger and Ofek

[5] Morgado and Pindado

[6] Quadratic

[7] Hoshi

[8] Fazzari

[1] Myers

[2] Options

[3] Tsui and Gul

[4] Kallapur and Trombley

[5] James Tobin

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوال های پژوهش :

فرصت­های­ رشد شرکت برحساسیت بازده سهام به اقلام ­تعهدی اختیاری چه تاثیری دارد ؟

فرصت­های­ رشد شرکت بر حساسیت بازده سهام به اقلام­ تعهدی­ اختیاری مثبت­ چه ­تاثیری دارد ؟

تاثیر فرصت های رشد بر حسا سیت بازده سهام به اقلام تعهدی اختیاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری